پذیرفتن یا نپذیرفتنت مهم نیست ,
من اینجا هستم بی سلام به تو , چون هم تو مرا میشناسی هم من تو را ! نه خود خود مرا و نه خود خود تو را , بلکه مثال و نمونه ای از هر کدام از یکدیگر را میشناسیم . . .
پس ما سال ها پیش به هم سلام کردیم و اکنون فرصت تجدید خاطره است , هرچند تو فراموش کرده باشی .
من نیامدم, من بودم, فقط این جرات را به خود داده ام که ببینی که کجا هستم . به خوش آمد گوییت نیازی ندارم , چون به دیده نشدن و پذیرفته نشدن عادت کرده ام ,
نگو چقدر بد ! بگو چقدر تلخ ! این تلخی از بهره من نباشد , از برای بشر باشد که هر روز هنر انسان بودن را ندید میگیرد و میشود موجودی ضعیف و ضعیف تر . . .
نوشته هایم عنوان ندارد , دل نوشته است , توی دل این موجود خاکیه پست و یا متعالی شونده هم که همه چیز پیدا می شود .
شاید اگر تکیه ام بر رساندن موضوع خاصی بود, عنوانی برایش اننتخاب کردم .
من مدرک ادبی ندارم , مدرکی دارم بی میم , که هر آدم دیگری میتواند داشته باشد و یا دارد و یا خواهد داشت , اینکه بداند که دارد مهم است . گفتم که توجیهی باشد بر اشکالات فنی .
+ نوشته شده در ساعت ۱ ب.ظ توسط پیرمرد
|
___ من, یک انسانم ___