eeeshghbazi
( حتما می دانید چرا عنوان را به این شکل نوشتم ! این وبلاگ دوست ندارد بسته شود !!!!!!!! )
با آهنگ تولدی دیگر فریبرز لاچینی این نوشته ام را شروع می کنم .
eeeshghbazi. آری تا اسمش می آید فکر شما می رود به سمت عکس هایی که با جستجوی کلمه ی k__i__ss می بینید .
نگو نه, اگر تو نه, دیگری آری, و این تفکر عام است و امان از تفکر عام که همین معنای سطحی eeeshghbaziرا هم نمی رساند و عملی نمی کند .
eeeshghbaziای که برای آن هم باید گفت حیف ! همیشه همه ی ما اگر ارزشی برای خودمان و زندگیمان قائل باشیم,
این حق را به خود می دهیم که یک زوج خوب داشته باشیم که او آنچه ما می خواهیم را بداند و انجام دهد و البته ما خود وظیفه داریم
آنقدر بدانیم که بدانیم او په باید بداند و او چه می خواهد, وگرنه ما هم می شویم جز آن دسته از عوام که هیچ نمی دانند . . .
عوام . دروغ چرا ! از عوام متنفرم, قابل ترحم هستند . کجا می خواهند مرا محاکمه کنند ! چه کسی می خواهد مرا محاکمه کند !!
اگر کسی همچین قدرتی دارد, بگذار محاکمه کند تا ثابت شود که بیان عقیده جرم است !! پس بدون ترس می گویم,
که از فرهنگ ایرانی خیلی بیزارم . آری, جایگزینش فرهنگ آمریکایی-اروپاییست . بگو, به من بگو منحرف, به من بگو بیخود .
ولی من روی حرفم هستم . این چه فرهنگیست که یک دختر را محبوس و محدود می کنند تا مبادا خطایی کند !
می دانی کلمه ی محبوس که معادل لاتین آن (Convict و Jailbird ) است به چه معناست !؟ مجرم , محکوم .
پس ما همه مجرمیم !؟ شاید , شاید عشق در هر لباسی بجز ازدواج ظاهر شود جرم باشد . . . !! شاید .
جای خواندم , ازدواج به عشق پایان می دهد . . .
این چه فرهنگیست که اگر در جیب پسری سیگار پیدا شد, قبل از توضیح خواستن از او, او را اعدام می کنند ؟
این چه فرهنگیست که دختری نمی تواند کسی را دوست بدارد مگر او شده باشد همسرش و پسری دختری را !!
آری, خوانده ام, می دانم که روابط قبل از ازدواج چه تاثیراتی دارد ! ولی این ازدواجی که می گویند ازدواج همان مرد و زن با فرهنگ
ایرانیست نه فرهنگ انسانی و بین المللی . نمی دانم عکس العملت به نوشته ام چیست . انتقاد کن, تند هم انتقاد کن, احترام به عقاید یک کار
انسانیست . آیا اگر انسان باشیم و انسانی رفتار کنیم, باز هم عقاید آمریکایی-اروپایی محکوم است !؟ توضیحش سخت است ...
خب, به k__i__ss برمی گردیم و آنچه همه eeeshghbaziمی دانند .
اما eeeshghbaziاینست که تا چشمت به او افتاد لبت را خیس کنی !؟ قول داده بودم که صریح بگویم, ولی انگار نمی توانم .
خلاصه اش را که بخواهی می گویم, نگاه هم eeeshghbaziست و لبخند , و لمس و هر آنچه که دیگری آنرا مقدمه می شمارد . ولی این خود eeeshghbaziست .
از من پرسید فرهنگ اروپایی چیست که می گویی ! گفتم عشقی که به ازدواج ختم نشود و اجبار ایجاد کند و اختیار ماندن یا نماندن را از بین ببرد .
کی می خواهیم بدانیم که حقی داریم ! که انسان حق دارد , حق تصمیم برای خود . آری, دیگران می گویند راه اینست و چاه این, ولی
باز هم این حق را خواهی داشت که انتخاب کنی . ولی به خود نگاه کن, تو هم ذهنت از تفکر آنها رنگ گرفته و زیر منگنه ای و پذیرفتی .
شاید می جنگی, اما خسته می شوی و دست می کشی, ولی امید داری .
نوشته هایم پیوسته نیست, چون خیلی حرف دارم که هر کدام نا غافل می ایستند و می گویند : من , من , از من هم بگو .
ولی می گویم وقت کم است . پس ختم می کنم ,
که ,
eeeshghbaziبرای من آنچیزی نیست که دیگری می اندیشد . من eeeshghbaziرا در هر آنچه که وجود دارد می بینم .
زیبایی ها همه قابل عشق ورزی و eeeshghbaziهستند . گاهی به چشم من هنر دست و اندیشه ی یک انسان زیبا می آید,
گاهی حیوانی که آب می خورد و گاهی تماشای آنچه خدا مکمل مرد قرار داد . اگر برداشتت منفی باشد تو هم از دیگرانی .
زندگی پر است از اسباب eeeshghbazi. پس ذهنت را محدود نکن به جستجوی واژه ی همه پسند k__i__ss .
هر روز غصه می خورم که چرا اگر ترمز را جلوی پای دختری زدی, هم او و هم دیگران, به تو ظن پیدا می کنند !!
البته گاهی خوبی به بعضیها نیامده ! شاید اگر تفکرش این بود که بیاید و این چند دقیقه همسفر بودن امنیتش را به خطر نمی اندازد,
آنوقت ارزشش را دارد که با احترام خاصی با او رفار شود . ولی خب , او هم حق دارد, چون از ظاهر نمی تواند بفهمد من از عوام هستم یا نه !
حیف .
___ من, یک انسانم ___