چه کسی می گوید دنیا غمگین است و دلگیر !! کلاغ را نشانش دهید و عینکش را از روی چشمش بردارید .

آهاااای , آن عینک هر مارکی که دارد داشته باشد , آنرا بز خور نکنی !! بگذار توی جیبت تا بگویم کی و کجا از آن استفاده کنی .

مارمولکی که می خوانی نوشته ام را , شاید گفتم عینکش را بردار , ولی نگفتم حالا که او خوشبین شد سر او را گول بمالی !!!

پس برو , برو از آن کوچه که او هم دنیای زیبایی داشته باشد , برو با آن انگشتان چندش آورت !! البته خیلیها قورباغه و شکل و

شمایلش را دوست دارند .

می روی , می روی به کوچه ای که ماشین ها توی آن پارک هستند , عده ای جای جای کوچه نشسته اند ,

گربه , گنجشک , دمپایی , آدامس بادکنک مانند , نه نه , اشتباه دیدم , جیر تیر کمان بود , خلاصه گل و بلبل , آسمان چقدر زیباست !

می گویی چه گربه ای !! خفه شو گنجشک اعصابت را ندارم ! اینها مگر بیکارند که نشسته اند اینجا و به داوریه دماغ من مشغولند !!

این ماشین چرا شده است پلاکارد تبلیغاتی !! فردا شهرداری باید بیاید روی اینها بنویسد نصب آگهی ممنوع !!!

گربه ای که در خیال باطل خود کمین کرده برای آن گنجشکه با تجربه ی پدر سوخته ی گربه کش , که حتی صدای پیشته ی تو را که وقتی

با آن قیافه می گویی و آن ها که نشسته اند تو را می بینند و می خندند , خنده ندارد !؟ حق داری ! خنده ندارد , بگذار از آن کوچه

رد شوی آنوقت برای دیگران که تعریف کردی کلی خنده دار می شود !

خنده دار نیست اینکه صدای برادر کوچک بلند می شود که مامااااااان !! شهروز نمی ذاره من غوله آخرشو خودم بکشم !!

خنده دار نیییییست !؟ الهی ! دلت برایش می سوزد که آن غول مجازیه زدحال زننده را برادر بزرگتر می کشد !؟

یا نکند می گویی گناه دارد آن غول بیچاره !؟ فقط می دانم گاهی تو هم خنده دار می شوی از اینکه نمی خندی و سعی می کنی که نخندی !

بخند , بخند اگر فردا امتحان ریاضی داری ! بخند به او که می خواند و فقط دو نمره از تو بیشتر می شود .

چه فرقیست بین 8 تو و 10 او !؟ فقط 2نمره !؟ انصاف نیست همان بهتر که نخواندم !!!

بخند اگر دوست داری پسری را , و دوست دارد تو را پسری دیگر و دوست ندارم من کسی را !! بخند وقتی بچه ای با اسباب بازیش

ادای بزرگترها و دنیای آنها را در می آورد . بخند وقتی حس کردی دوست داری بخندی ولی غمی داری . جوری بخند که بگویند دیوانه ای .

خوبیه دیوانگی اینست که دیگر کسی از تو انتظاری ندارد . گفت به من می گوید چرا فلان کار را نکردی !؟!؟!؟

گفت به او می گویم خب شعور ندارم , عقلم نرسید !! من که خندیدم .

درست است که مرگ انسان ها , فهم کم آدم ها , زورگویی در نقش روزمرگی و دیدن غم نان هم نوعان خنده ندارد ,

اما گریه کن که آنها هم می خندند و تو هنوز بدنباله بهانه ای برای خنده ای !

آن جوانها را ببین ! صدای ضبط ماشینشان زیاد باشد , مهم نیست , به آهنگش بخند و رقص در ابعاد کوچک اتاقک آن باصطلاح ماشین !!

زنی که لنگ لنگان راه می رود خنده دارد !؟ البته با پاشنه ای در دست و چهره ای سرخ شده !!! من که نمی خندم , قه قه می زنم ...

دیلیلیلیلینگ , دیلیلیلیلینگ , دیلیلیلیلینگ . . .

ااااااه , آلارم گوشیمه ! باید پاشم برم کلاس , عجب خوابه درهم برهمی بوداااا , ولی می خندم , خوابه باحالی بود .