خود_کشی
خود_کشی ! خود_زنی ! خود_فروشی ! . . .
یادمه دبستان که بودم, وقتی میشنیدم یکی خود_کشی کرده خیلی ناراحت می شدم, می گفتم زندگی به این خوبی, به این قشنگی, حیفش نیومد !؟
راهنمایی که بودم, وقتی میشنیدم دختری اقدام به خود_کشی کرده, احساس مسئولیت می کردم, که چرا یه دختر با این همه توانایی و زیبایی بخواد از
این دنیا بره !! یادمه یه روز ظهر دوستمو دیدم که پریشون و دوان دوان داره میره سر خیابون !! گفتم چی شده !! گفت دختر همسایمون
رگش رو زده . مبهوت موندم . چند ماه بعد که با هم وایساده بودیم یه ماشین وایساد و یه دختر پیاده شد . دوستم گفت این همونه که خود_کشی
کرده بود ! واقعا برام توجیهی نداشت که یه انسان اونم دختر که درسته آسیب پذیرتر و حساس تره, ولی بهرحال با روحیات لطیفتر و زیبا تر
دست به این کار بزنه . آره, واسه همین چیزا هس که می گن یاد بچگیا بخیر . . .
حالا که سنی ازمون گذشته می فهمم که چرا یکی اقدام به خود_کشی می کنه .
خود_کشی , خود_کشی , خود_کشی . شاید وقتی اسمش میاد خون بیاد توی ذهنت که مثلا یارو توی وان حمام رگشو زده یا پریده پایین و مغزش
کف خیابونه !! نه , فقط به این نمی گن خود_کشی . خود_فروشی هم یجور خود_کشیه .
وقتی هدفی نبینی یا همه چیو سیاه ببینی و دیگه امیدی نداشته باشی , واسه چی باید بمونی !؟ بمونی که چی بشه !؟
یکی تو این حالت راضی به موندن نیست , و یه کاری می کنه که دیگه چشمش به خودش نیفته ! یکیم جرات نمی کنه و همینجا می مونه .
ولی آیا این موندن بهتر از رفتنه !؟ شاید فرجی بشه آره ؟ شاید شانس بیاری و خدا به دادت برسه آره ؟
نه , تا خودت نخوای هیچ اتفاقی نمی افته .
مرحله ی اول خود_کشی افسردگیه . افسردگیم که شاخ و دم نداره , من نمی گم افسردم , بخون ببین افسردم یا نه ؟
ولی من می مونم , چون سرگرمیه خوبیه این دنیا , می شه توش چار تا آهنگ گذاشت و فکر کرد .
میشه یکی ناله کنه از زندگی و کمکش کرد تا شاید امید و به یکی بدی .
به من گفت : تو که به همه امید میدی , چرا خودت بد حالی !؟ در جواب گفتم توان امید دادن به خودم و ندارم ولی می تونم با حرفایی
که بلدم یکی دیگرو خر کنم که فکر کنه دنیا جای خوبیه . یادش بخیر , به من می گفتن مشاور خانواده ...
نوشتم اونچیزی که دوس داشتم نشد , ولی نوشتم , و منم دوست ندارم برگردم ببینم چی نوشتم , خوب شد یا بد , اونچیزی که از ذهنم
رد بشه می نویسم . موندن بعضیهامون با مردن یکیه ...
به یاد روزهای خوب زندگی که نقاش روزگار به آن رنگ سیاهی پاشید . باشد که روزی دیگر زنده شویم .
+ نوشته شده در ساعت ۱۱ ب.ظ توسط پیرمرد
|
___ من, یک انسانم ___