کپی شده از وبلاگ ( http://setarh66.blogfa.com )



       


اگر به خانه ی من امدی برایم یک مداد بیاور.

مداد سیاه ...

میخواهم روخط بکشم تا به جرم زیبایی به قفس نیفتم !

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !

یک مداد پاک کن برای محو لب ها . نمیخواهم کسی به هوای سرخیشان سیاهم کند !

برایم یک بیلچه بیاور، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا !

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد

و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم !

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

می‌خواهم بدوزمش به سق ... اینگونه فریادم بی صداتر است !

قیچی یادت نرود،

می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم !

پودر رختشویی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی !

مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند

تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.

می‌دانی که ؟؟؟ باید واقع‌بین بود ! صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر !

می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب .... می‌زنندم بغضم را در گلو خفه کنم !

یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم برای وقتی که عده ای به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،

به یاد بیاورم که کیستم !

ترا به خدا اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند برایم بخر ... تا در غذا بریزم

ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

و در آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند ،

بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم ...

من هنوز یک انسانم ...
من هر روز یک انسانم ...!!!